این نیز بگذرد

همیشه تو اوج ناراحتیم همینو میگم.
واسه همین بهم میگن بی غم و بی خیال
ولی هیچوقت نفهمیدن که من داغون داغونم
فقط و فقط به خنده هام نگاه کردن
امروز بد جوری داغونم.به عموم میگم مشکل دارم میگه مشکل توهستش به من ربطی نداره
تو دلم به خودم گفتم ببین بعد از دست دادن پدرت به چه کسایی تکیه کردی واقعا از حرفش ناراحت شدم.
بهش گفتم:از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست
گر هم گله ای هست دگر حوسله ای نیست.
فقط یه نیش خند زد بهم.
باز بهش گفتم:تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست.
دوستی با هرکه کردم عاقبت قلبم شکست
انقدر رنجی که دنیا بر دل ما میکند
بر دل هرکس کند او ترک دنیا میکند
ولی در اخر بهش گفتم این نیز بگذرد
+ نوشته شده در شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ ساعت 19:58 توسط Hermes
|
هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد