کجایی بابا...
کجایی بابا که اشنایان زخمم زدند
بی معرفت ها از پشت خنجر زدند
کجایی بابا که تنهای تنها مانده ام
تنها در میان این دشمنان اشنا نما مانده ام
در میان این زخم ها و دشمنان
فقط یک زخم هست که برایم هست اشنا
آن هم زخم توست که برایم می ماند به یادگار
کاش تو هم زخمی از تنهایی داشتی
صورت غمگین همچو صورت من داشتی
کاش تو هم حال مرا داشتی
سینه ای زخمی از خنجر اشنایان داشتی
کاش تو هم حس منو داشتی
حس دلتنگی و بی سر پناهی داشتی
کاش توهم جای من بودی
منه تنهای بی کس بودی
کاش توهم درد دلی داشتی
ولی همدردی واسه دردهات نداشتی
+ نوشته شده در جمعه هفتم تیر ۱۳۹۲ ساعت 15:35 توسط Hermes
|
هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد